هاناهانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 روز سن داره

هانا طلا

پشه خبیث

1397/3/17 4:39
نویسنده : مامان مریم
260 بازدید
اشتراک گذاری
هانای ناز من،فرشته قشنگم

رفته بودیم باغمون کللی خاک بازی کردی و اخرشم کللی پشه اومده بود که زودی اومدیم خونه تا پشه ها تو و هایدی جونی رو اذیت نکنن

تا اومدیم خونه چشم چپت پففففف کرد اومد بالا

مامان و بابایی خیلی غصه دار شدن

دلمون طاقت نداره اینجوری میبینیمت

دیروز بردیمت دکتر گفت احتمالا یا از خاک الودگی گرفته یا از گزیدگی ابنجوری شد

بعد دکتر بردیمت پارک

برات اسباب بازی حیوانات اهلی رو خریدم

بعد رفتیم بپربپر ،بعدشم برات پشمک خریدیم

و البته هندونه و توت فرنگی

یه دفتر نقاشی هم برات خریدیم

کللللی خوشحال و سرحال رفتیم خونه

تا اخر شب هم باهاشون بازی کردی

الانم با اسبت خوابیدی من دارم اینارو مینویسم

حیف لامپا خاموشه نمیشه ازت عکس بگیرم که اسبت بغلته

ازم خواستی برات قصه اسب کوچولویه تنهایی رو بگم که یه خانومی اونو برا دخترش خرید

منم مثل هرشب قصه درخواستیتو گفتم برات و خوابت برد

اسم شخصیت قهرمان قصه ها هم همیشهههه هانا هست



فدات بشه مامانت که اصلا ناله نمیکنی

میگی چشمم درد نداره اصلا فقط ببندمش و فشار بدم درد میاد









عزیز دلم خداکنه هیچوقت دیگه اینجوری نبینمت
پسندها (1)

نظرات (1)

مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
17 خرداد 97 5:13
وای الهی چشمش چه جور شده. غمناکگریه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هانا طلا می باشد